نویسنده : احمدفرید ثمین
هنوز گزارش های دستگیری دو خبرنگار امریکایی به جرم عبور غیر قانونی در کوریای شمالی نشر نه شده بود که سی تن از افغان های بی گناه در رابطه به انفجارشهر زهدان ایران دستگیر شده و برای اعدام خود دقیقه شماری می کنند، مگر تاکنون دولتمردان ما در مورد آنها هیچ چیزی هم نه گفته اند و شاید بنا بر مصروفیت های کاری شان تاکنون این خبر را نیز نه شنیده باشند.
آوانیکه لورا لینگ و آنا لی خبرنگاران شبکه تلویزیونی “کرنت سان فرانسیسکو ” توسط سربازان کوریای شمالی دستگیر شدند بلادرنگ رییس جمهور بارک اوباما و خانم هیلری کلنتن وزیر خارجه امریکا در پرده های تلویزیون ظاهر شده و این عمل کوریای شمالی را به شدید ترین الفاظ محکوم نمود ه و خواهان آزادی فوری آنها گردیدند. قابل یاد آوریست که هردوی این خبرنگار چینایی الاصل باشندگان امریکا می باشند.
بدیهی است که با مشاهده این دو واقعه هر انسان با ضمیر افسرده می شود که چرا دولتمردان ما در قبال ما احساس مسوولیت نه می کنند؟؟ آخر ما هم انسان هستیم، آخر ما هم به مثل دیگران دو چشم، دوپا و دو دست داریم و در بدن ما نیز همان خونی جریان دارد که در بدن دیگران جریان دارد، رنگ خون ما نیز سرخ است و کدام رنگ دیگر نه دارد. شاید خون ما بنا بر سوء تغذی و عدم موجودیت غذای کافی از ویتامین های ضروری برخورد دار نه باشد مگر بازهم دارای کرویات سفید و سرخ است. ما نیز به مثل دیگران زمامداران خویش را طی انتخابات برگزیده ایم و برای حراست و صیانت تمامیت ارضی کشور و دفاع از حقوق افغان ها به آنها رای داده ایم. مگر متاسفانه بزرگان ما به مثل زمامداران کشور های دیگر با ما برخورد وطن دوستانه نه می کنند و ما را فراموش نموده اند. ببینید دو خبرنگار امریکایی به جرم داخل شدن غیر قانونی به کوریای شمالی بندی می شوند و همه شبکه های تلویزیونی ، همه رادیو ها ، همه روزنامه ها و مجلات این کشور توجه و التفات خود را به این مساله مبذول می دارند، رییس جمهور آن کشور از خواب شیرین خود بیدار می شود و کنفرانس مطبوعاتی را دایر می کند و خواهان آزادی فوری آنها می شود.
لیکن امروزه هموطنان بی گناه ما در اطراف و اکناف جهان لت و کوب می شوند، بی عزت می شوند، زندانی می شوند، خانه های ایشان به آتش کشیده می شوند، از بلند منزل ها پایین انداخته می شوند، سرمایه های آنها ضبط می شوند ، موتر های آنها به جرم رانندگی ضبط می شوند و اولاد آنها از تعلیم دور نگه داشته می شوند مگر با آن هم بزرگان ما در قبال همه این کار ها تجاهل عارفانه می نمایند.
سی تن از افغان های بی گناه که بخاطر پیدا نمودن یک لقمه نان حلال در زهدان ایران ، برای پسران شکست خورده گرگین، خشت ریزی ، گلکاری و نجاری می کردند چند روز قبل توسط پاسداران خدا ناترس جمهوری!! اسلامی!! ایران بدون کدام ثبوت به جرم دست داشتن در انفجار آخیر در این شهر دستگیر می شوند و همین الآن که “من” و”تو” این سطور را می خوانیم به فجیع ترین شکل شلاق کاری و شکنجه می شوند و برای اعدام خود دقیقه شماری می کنند. مگر صد بار افسوس و دریغا که بزرگان ما تاکنون درین مورد لب خویش را نه گشوده اند و حتی درین مورد خبر هم نیستند. این را می گویند خدمت به افغانستان و این را می گویند دموکراسی واقعی!!!
باید خاطر نشان شود که اگر دولتمردان ما، امروز اوضاع فلاکت بار افغان ها را به باد فراموشی می سپارند و در مورد مشکلات افغان ها هیچ گونه واکنش نشان نه می دهند، افغان ها نیز آنها را در هر عرصه زندگی فراموش خواهند کرد و از ملت ما نیز توقع حمایت نه داشته باشند. باید بزرگان ما بدانند که اگر آنها از حمایت ملت بر خورد دار باشند، آنها نه به قوای خارجی نیاز دارند و نه هم به اردوی ملی ، ملت خود به دست های خالی از آنها دفاع خواهد کرد و اگر حمایت ملت نه باشد، نه تجهیز اردوی ملی مثمر واقعی خواهد شد و نه هم آمدن لشکر های اضافی خارجی.
به هرصورت همین اکنون سی تن از هموطنان بی گناه ما تحت شلاق و قمچین “پاسداران” ایرانی قرار دارند و باید قبل از فوت وقت مزید آنها را از پنجه شلاق داران ایرانی نجات دهیم. اگر در پیشرفت افغانستان قدم بر نه می داریم ، حد اقل باید حس وطن دوستی را از دیگران بیآموزیم، که آنها چه گونه از هموطنان خویش دفاع می کنند وچه گونه در تکاپوی نیل به مصالح علیای کشور خویش هستند.
به امید افغانستان پیشرفته




برادر عزیز از نظر نیک تان یک جهان سپاس. حقیقتا اگر دولت افغانستان فورا اقدام نه کند این افغان ها کماکان تحت شلاق ایرانی ها گریه و ناله خواهند کرد و بعید نیست که اعدام شوند. مگر از دولت باید توقع خیر را نه داشته باشیم زیرا هشت سال ثابت نموده که آنها تاکنون هیچ هم نه کرده بجز از پرورش فرهنگ ایرانی و پر نمودن جیب های خویش.
سلام های من را بپذيريد
ثمين صاحب، مقاله های شما را در ویب سایت زیبای ویسا تعقیب ميکنم خیلی ارزنده و بجا است. واقعاً اګر در همين اوان دولتمردان افغان به مشکلات مردم بیچاره ما در زندان زاهدان توجه جدی نکنند پس حکام ظالم زاهدان آنرا به اعدام محکوم ميکنند و ما و شما شاهد خبر آن از روزنامه ها خواهیم ګرفت.
دولتمردان افغان نمی توانند عدالت اجتماعی را مراعت کنند و حقوق مردم را برای شان قسمیکه در قانون اساسی کشور درج است بدهند. اصلاً دولت از پای افتاده و حتی با زورګویان داخلی پاسخ داده نمی تواند تا بېجا شده ګان داخلی را به کاشانه ای شان برګردانند چی رسد به مظلومین که در زندان زاهدان مشکلات را متحمل میشوند.
اکثریت آنها جیره خور دولت ایران هستند که نمی توانند به باداران شان حرف بزنند. در قسمت اول وظیفه وزارت خارجه از آقای سپنتا است تا در رابطه اظهار نظر کنند و از آنها بخواهند تا شواهد و مدارک را ايرائه کنند که دال بر دست داشتن افغانها در انفجارات اخير در زاهدان باشد و ګرنه باید بلا قید و شرط آنها را در ظرف چند ساعت از زندان رها نمایند. همه ميدانند که آقای سپنتا چنین جرئتی را ندارد . من این مسئله را به خدای خبير و بصیر میسپارم و از خدای متعال میخواهم تا ظالمان را به جزای شان برسانند.
والسلام